وای خییییییییلی خفن بووووووود !
ینـی وقتی رسیدیم به نتیجه و خروجی کار و استفاده از چیزایی که یاد گرفتیم بـرای شیت بندی ـآمون، ب خودم لعنت میفرستادم ک چرا جزوه ننوشتم و درست و حسابی گوش ندادم
عالی بود واقعاً. اگه بتونم واسه طرح، اول با این برنامه ها کار کنم و سه بعدی ِ حجممو بسازم، بعد پرسپکتیوا رو دستی کنـم استاد کفـش میبــره
اینـآ رو که دیدم تصمیم گرفتم خیــلی فوری پلانمـو اتوکدی کنـم ! تا حدودی کشیدمش بعد رفتم سراغ نما، بازم تو اتوکد. نـدا میگفت واسه نما دستی خیلی راحت تره ها چرا داری خودتو اذیت میکنی
گفتم نخیـر، اتوکد راحت تره خدا سازنده شو خیـر بده !
اینقـدر دستم تند شده که حتـی با خودم میگفتم خوب شد کارای اتوکد "برداشت" رو خودم انجام دادمـآ. به ضررمم نشـد. الآنه که بدردم میخوره تجربه های برداشت
اینـکه میریم تو دانشکده میشینیم و دور هم کار میکنیم خیلی عالیـه... باعث تبادل نظر و حل شدن مشکلامون میشه.
امروزم بعد از کلاسمون اول نشسیم با نـدا چن تا "نما" دیدیم که ذهنمون باز شه و طراحیـو استارت بزنیم! سایت arel خیلی خوبه، داشتم توش دنبال ِ نما میگشتم ولی اینقـدر مطالب جالب و بدرد بخوری داره که تا اونجایی که تونسم خوندم و به اطلاعاتم اضافه کردم گرچه راجع به نمـا نبود ! 
این یه قسمت از کارمه! البته عقب رفتگی و جلو اومدگی و اینـآ هم داره که توی نمـا اینچیزا مشخص نیس !
اون پسـتی که دیروز گذاشتم تحت ِ تاثیر ِ صحبتآمون با استاد {دال} بود که یکـی از استادای خیلی خوبمونه! بیچاره یکســاعت دقیقن یکساعت بعد از کلاس وایساد و جواب سوالای ما رو میداد. حتی بیشتر از چیزی که ازش پرسیده بودیم توضیح میداد. چقـدر اینجور استـادا عزیزن آخه
^_^ بهش گفتیم چرا اینقدر نمای رومی کار میشه که هیچ هویتی نداره. چیز جدیدی نیس و صرفاً یه کپیه. استاد هم گفت عادیه دیگه، مردم ِ ما توی معماری هرچیزی که بیشتر زرق و برق داره رو میپسندن. مثل همین بنای رومی. شما برو یه فرم بگیر دستت وایسا کنار ِ یه همچین بنایی. از مردم نظر سنجی کن ببین چی میگن! اگه 90 درصـدشون نگفتن "به به، چه عالیــــه" مردم ما حتی توی فیلمآیی هم که میبینن سطحی نگرن... فکر میکنن که خیلی لاکچریه اینجور ساختمونا. ولی واقعاً اینجوری نیس
استاد همیشه تو طول ترم اسم ِ یه مجله رو میآورد. اونروزم همینـو گفت. گفت مثلاً توی این مجله ساختمونآیی توسط داورا انتخاب میشه که اگه شما ببینین حتی میگین "این چه داره آخه" ولی معیار ارزش پر زرق و برق بودنش و تزییناتش نیس. مثلاً یه ساختمون اول شده بود که خیلی خیلی ساده بود. ولی یه ویژگی مهم داشت. اونم این بود که آب از توی ناودونا میومد و میریخت توی باغچه و گل و گیاه رو آبیاری میکرد. و بعد بقیش از زیر خارج میشد. داورا اینجور چیزا رو میبینن و بهش نمره میدن. بعدشم گفت نمونه ببینین و اینکه فقط سرچ میکنین چن تا عکس میبینین و حوصله ندارین توضیحشـو بخونین هم اصـلاً فایده نداره. تصمیم گرفتم هرجور شده این مجله رو پیدا کنم. وقتی رفتم خونه سایتشو پیدا کردم و دیدم توی قسمت نمایندگـیا جلوی اسم ِ شهرمون شماره یه آقایی رو زده. شماره رو برداشتم و امروز بهش زنگ زدم. که گفت ما مجله رو توزیع میکنیم توی بعضی کیوسکـآ و آدرس چندجا رو هم داد. فکر نمیکردم پیدا کردن این مجله به این راحتی باشه. الآنم مجله خریداری شده و در مسیر خونه ست
ذوق دارم که سریع برسه ببینـم چجوریه و چیـا داره
تاريخ سه شنبه نهم خرداد ۱۳۹۶سـاعت 21:49 نويسنده الـــــی زـآ| |
برچسب:
نویسنده: کامیار رفیعی