با خودم میگفتم خب حالا 11-12 پامیشم میرم یکی از حوزه های اخذ رای زودم میام! بعد که برگشتم هم برش ـهای برداشت رو میکشم و میرم خوابگاه واسه ادامه ی کار ! 
ولی ساعت 9 یهـــو ننـم بیدارم کرررد که پاشو پاشو الآن شلوغ میشه، باید زود بریم
خلاصه صبحونه نخورده راه افتادیم. با خانوم ِ همسایه و مامان بزرگم و مهمونای مامان بزرگم و ... ! دو ماشینه رفتیم. اول دو جا رفتیم، شلوغ بود.. جای سوم دیگه از اونآ واویلا تر بود. ولی خوبیش این بود که جا واسه نشستن زیاد داشت و خنک بود
از ده و نیم که رسیدیم اونجا ما منتظــــــر بودیم و پشه میپروندیم و خمیازه میکشیدییییم تا ساعت شد
12:30
حوصلم سر رفت تلگرامو چک کردم دیدم نوشته روحانی و جهانگیری برای رای دادن توی "حسینیه ارشاد" حاضر شدند!!
ذوق کردممم آخه اونجایی که ما بودیم هم حسینیه ای بود به نام ارشاد!!!
به مامان میگم هر 4 سال واقعاً اینجوری میشه؟! میگه نه والا ما هر سال میومدیم نیم ساعت میموندیم تموم میشد میرفت. امسال اولین سالیه که اینقدر اومدن و دارن رای میدن
بعد که نوبتم شده بود خودکارمو که از کیفم داشتم در میاوردم سربازی که کنار وایساده بود گفت : از لاکت معلومه که میخوای الآن بنویسی روحانی!!! گفتـم صد البته ! ^_^
نوشتم و یه عکس هم گرفتم برای اینســتا 
دو تا پیرمرد عصا به دست هم اومده بودن و اونا هم به روحانی رای دادن ! 
همچنین یه زن چادری که باهاش هم صحبت شدیم و بهش میخورد به رییسی رای بده به روحانی داد !
ایشالا که شنبه جشن پیروزی رو میگیرم و دهن این سپاهی ها و حزب الهی ـهای تندروی مزخرف بسته شه !
تاريخ جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۶سـاعت 13:34 نويسنده الـــــی زـآ| |
برچسب:
نویسنده: کامیار رفیعی